تبليغاتX
محاکمه ی خداوند مهربان

محاکمه ی خداوند مهربان

منطق


منطق ِ  بودن را نمی دانم

 

ولی منطقی بودن را چنان می فهمم

 

که دیگر تهوع ِ  بودن دارم !

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 خرداد1390ساعت 17:49  توسط جواد  

...


برای خرید یک نان خمیرشده

برشته می شود زیر آفتاب

کارگر...

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 اردیبهشت1390ساعت 23:24  توسط جواد   | 

...


راننده ی تاکسی

من را 250 تومان دوست دارد

و آنقدر از دست زنش ناراحت است

که تمام گربه های ماده را زیر می گیرد ! .

روزنامه ای صفحه ی حوادث یک مرد را می خواند .

گرسنگی یک سگ

ساعت هاست که عابران را سرگرم کرده است .

گردهمایی آب های راکد را

پاهای تشنه ی یک کودک بر هم می زند

و هوا آنقدر سنگین است

که باید برای نفس کشیدن خم شد ! .

شهر بیمار است...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 بهمن1389ساعت 13:49  توسط جواد   | 

...


تکیه گاه که باد باشد

خاک ، خوش ترین دوست می شود

حتما برای نیاکان کافرم

خدا خیرات خواهم کرد...

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 آبان1389ساعت 11:46  توسط جواد  

...


وقتی که می روی

شهر بی شخصیت می شود...

+ نوشته شده در  شنبه 15 آبان1389ساعت 20:38  توسط جواد  

اداره ی هواشناسی...


نه این جیوه نیست !

خون یک کارتن خواب است که سرما را 

روی 4- رگهایش ثبت کرده است!!!

با لباس هایی که جهت باد را نشان می دهد

و چشمانی که رطوبت هوا را !

نگاه آسمانی اش باران را پیش بینی می کند

و  سرخی صورت اش سوز برف را !

اداره ی هواشناسی در خیابان های شهر می چرخد

فقط آنتن گیرنده هایتان را بچرخانید...

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 مهر1389ساعت 10:20  توسط جواد   | 

هندسه ی چشم ها...


وقتی کودتای حزب سکوت

خیابان های لبانت را خونین می کند

بگو چگونه سیاسی نشوم ؟!

می دانم

این خیابان ها برای ترمز نگرفتن احداث شده اند !

نمی دانم چطور

سرعت گیر سپید دندان ها و

آن نگاه پلیس گونه ات را رد کنم !

مرا فرض کن که دیوانه ام

فقط بگو هندسه ی چشمانت از کدام قوانین پیروی می کند ؟!

همین...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 شهریور1389ساعت 3:12  توسط جواد  

مادران اصلاح شده پدران نامفهوم...


 

نفرین بر کسانی که

خدا را برایم به اندازه ی سگ های کوچه دست یافتنی کردند !

+ نوشته شده در  جمعه 19 شهریور1389ساعت 23:34  توسط جواد  

...


+ نوشته شده در  جمعه 19 شهریور1389ساعت 23:25  توسط جواد  

...


+ نوشته شده در  یکشنبه 7 شهریور1389ساعت 0:34  توسط جواد   |